هر چه بهتر و كاملتر با خود و ديگران ارتباط برقرار كنيم، احساس موفقيت از ايجاد يك ارتباط صحيح و دوستانه ما را زودتر به هدفهايمان ميرساند و باعث تعالي افكار و رفتارمان در زندگي ميشود.
اگر شخصي دستهايش را پشت كمر قفل كند، نشان ميدهد كه خود را به شدت كنترل كرده است. در اين حالت او سعي دارد خشم يا احساس نااميدي را از خود دور كند.
2 - حالت تدافعي:
اگر انگشتان دستها به بازو گره خورده باشد نشان دهنده حالت تدافعي در برابر حملهاي غير منتظره و ناگهاني يا بيميلي براي تغيير چهره شخص است. اگر انگشتها مشت شده باشند، حالت بي ميلي شديدتر است.
3 - متفكر:
گره كردن دستها به دستههاي صندلي نشان ميدهد كه شخص سعي دارد احساس خود را مهار كند. اما قفل كردن قوزك پاها به يكديگر حالت تدافعي است. اين حالت بيشتر در مسافران مضطرب هواپيماي هنگام پرواز و فرود آن ديده ميشود.
۴ ـ دقت:
وقتي شخص انگشت سبابه را روي صورت و بقيه دستش را به صورت گره كرده در پايين صورتش قرار ميدهد يعني كه با دقت است. اين حالت نشان ميدهد كه شخص بادقت زياد به صحبتهاي شما گوش ميدهد و يك يك كلمات شما را ميسنجد و در چهره او حالتي انتقادي به چشم ميخورد.
5 - بدگمان:
انگشتهاي گره شده زير چانه و نگاه خيره نشان دهنده حالت ترديد و دودلي است. او به صحبتهاي شما و صحت گفتههايتان ترديد ميكند. در اين حالت ممكن است آرنج روي ميز قرار گرفته باشد.
۶ - بيگناه:
دستهايي كه روي سينه قرار گرفته باشد، بهترين نمونه براي نشان دادن و حالت بيگناهي و درستكاري است. اين حالت اثر باقيمانده از شكل سوگند خوردن است كه دست را روي قلب قرار ميدهند.
7 - مطمئن:
اين حالت دستها در مردها نشان ميدهد كه به آنچه كه ميگويند اعتقاد و اعتماد كامل دارند و در خانمها كمتر ديده ميشود. خانمها هنگامي كه دست خود را به كمر ميزنند نشان ميدهند كه به آنچه ميگويند اطمينان دارند.
دستهاي به هم مشت شده زير چانه نشان ميدهد كه شخص نظرياتش را پنهان ميكند و به شما اجازه ميدهد به صحبت خود ادامه دهيد، تنها هنگامي كه حرفهايتان پايان يافت به شما و نظريات شما حمله خواهد كرد.
او آرام به نظر ميرسد اما اين آرامش پيش از توفان است. اين حالتي است كه بيشتر رؤسا به خود ميگيرند تا خود را به گونهاي به زيردستان نزديك كنند و در عين حال جاذبه آنها نيز كم نشود.
10 - آماده و موفق:
قرار دادن پاها روي هر چيز (روي صندلي، ميز، سكو و... نشانه حالت مالكيت است... در يك ميز گرد تنها رئيس اجازه دارد چنين حالتي داشته باشد و آرامش خود را نشان دهد.)
11 - اعتماد به نفس:
تكيه زدن به صندلي در حالتي كه دستها پشت سر قفل شده نشان دهنده اعتماد به نفس قوي است. اگر شخصي در اين حالت صحبت ميكند به گفتههاي خود اعتماد دارد و اگر به صحبتهاي شما گوش ميدهد به خود زحمت ندهيد، او خود همه ماجرا را ميداند!

رمضان ماه رحمت ، لطف و مهرباني ، ماه بخشش و توبه ، ماه ميهماني به درگاه خداوند و ماه خانه تکاني دلها از راه رسيد و ما رسيدنش را خوش آمد مي گوييم.
وقتي به رمضان فکر مي کنم لحظه هاي زيبايي سحر و لحظه هاي زيباي افطار برايم دلنشين تر از همه چيز است به خصوص وقتي دعاي رمضان را زير لب زمزمه مي کنم.
رمضان را به خاطر زيبايي جدايي از گناه ها ، چشم پوشي از خطاي ديگران و نشنيدن غيبت ها و تهمت ها و شنيدن واقعيت ها و.... دوست دارم و 11 ماه انتظار رسيدنش را کشيدم.
دلم براي اللهي العفو العفو گفتن هاي ماه رمضان در لحظه اجابت دعا و در هنگام قرآن بر سر گرفتن تنگ شده است و مي خواهم امسال نيز بار ديگر در دلم خاني تکاني داشته باشم و دلم را از زشتي ها و پليدي ها پاک کنم و بار ديگر با خداي خدا يکسال عهد ببندم که خطايي نکنم.
رمضان از آن جهت برايم جالب و زيباست که تنها ماهي است که همه عشاق اهل بيت (ع) تشنه فرا رسيدن و آمدن آن هستند تا دست خالي به درگاه خداوند بروند و با دستي پر از لطف و رحمت برگردند.
التماس دعا

در يک شب تابستاني طبق قرار از پيش تعين شده به همراه رضا قادري عکاس خبرگزاري ايرنا به منزل هنرمندي رفتيم که سال هاي عمر خويش را از کودکي تا به حال در کار خوشنويسي و کتابت قرآن گذارنده است و شاگردان زيادي نيز در محضر او پرورش يافته اند.
پس از گذر از ترافيک سنگين دروازه کازرون با کمي تاخير به سمت چهار راه شکوفه به راه افتاديم و از آنجا به سمت سمت چهارراه گمرک حرکت کرديم و وارد کوچه 16 شديم و به نشانه اين که سر در خانه عبارت مقدس " بسم الله الرحمن الرحيم " نوشته شده است خانه استاد محمد نعمتي را پيدا کرديم , استاد بر ما در گشود و با همان رسم مهمان نوازي خاص مردمان خونگرم فارس از ما استقبال کرد.
پس از ورود به خانه ، ما را به سمت طبقه دوم خانه اش هدايت کرد و وقتي وارد طبقه دوم شديم چشمان من و رضا غرق تابلوهايي شد که بر روي آن آيات قرآن با خط نسخ اصيل فارسي نوشته شده بود و اين تابلوها با تذهيب زيبايي قاب شده بود و دور تا دور ديوارهاي خانه را پوشانده و جلوه زيبايي به خانه داده بود.
به رغم اين که بسياري از آن تابلوها قدمت خيلي زيادي داشتند که حتي سن و سال من و رضا هم جوابگوي آن نبود ولي هنوز جلوه نو بودن و زيبايي را در خود داشتند ، آنقدر محو تماشاي اين تابلو ها شده بوديم که يادمان رفت بنشينيم ، با استاد نعمتي گرم تعريف شديم و او آنچنان با ذوق سخن مي گفت که ما متوجه گذر زمان نمي شديم.
محمد نعمتي ارسنجاني متولد 1323 است او در يک خانواده مذهبي در شيراز به دنيا آمد ، پدرش از کودکي نابينا شده بود پدر هم يک عالم برجسته ، مدرس و هم حافظ قرآن بود و به نحو عجيبي علاقه به خوشنويسي داشت.
استاد با تشريح احوال مرحوم پدر گفت : پدرم در حالي که هيچ وقت خط نديده بود ، قبل از اينکه من به مدرسه بروم از خوشنويسان ارسنجان برايم سخن مي گفت وعلاقه و انگيزه اي را در من به وجود آورد که نام بلند آوازه خوشنويسان ارسنجان را به خاطر بسپارم و مسيرشان را ادامه بدهم.
استاد نعمتي اظهارداشت : در سال 1330 وقتي به کلاس اول ابتدايي رفتم هر وقت کسي منزل ما مي آمد که باسواد بود پدرم از او در مورد خط من سوال مي کرد و در واقع مشوق اصلي من براي خوشنويسي پدرم بود که در حالي که خط نديده بود ولي عاشقانه خط را دوست داشت.
قبل از اين که به مدرسه بروم گاهي از روي خط هايي که مي ديدم ، بدون اين که بدانم چه نوشته است از روي آن نقاشي مي کردم.
محمد وقتي به مدرسه رفت به خاطر علاقه و استعدادي که در زمينه خوشنويسي داشت باعث جلب توجه همه معلمان به خود شد به نحوي که در کلاس چهارم و پنجم ابتدايي در ساعت کلاس خط او به ديگر دانش آموزان خط مي آموخت و به آن ها سرمشق مي داد و اين درحالي بود که خيلي از معلمان او خط چندان خوبي نداشتند.
از سال 1340 با جديت خط را دنبال کرد و از سال 1342 که مغازه کتاب فروشي و صحافي داشت با پشتکار بيشتري خط را ادامه داد و از آن زمان تا امروز 46 سال است که خط را دنبال کرده و تقريبا هيچ زماني نشده که حتي يک هفته خط را کنار بگذارد و خط ننويسد.
با توجه به علاقه اي که مرحوم پدرم به قرآن داشت ، خود به خود به طرف قرآن کشيده شدم و با توجه به اين که خوشنويسان ارسنجان نيز قرآن نويس بودند جرياني پيش آمد و من زيارت حضرت زينب کبري (س) را نوشتم و وقتي براي اصلاح و غلط گيري براي مرحوم پدرم خواندم او از شوق به گريه افتاد و من آن روز با خود و خداي خود عهد بستم که بيشتر رضايت پدرم را بدست بياورم.
همين شوق پدرم باعث شد که کار نگارش يک قرآن را آغاز کنم و اين کار را به لطف خدا آغاز کردم و با اينکه آموزش نسخ نديده بودم و نسخ نويس هم در شيراز نبود و هيچ معلمي هم براي تعليم وجود نداشت با استفاده از قرآن هاي موجود در بازار شروع کردم.
خدا توفيق داد چند قطعه از خطوط بزرگان خوشنويس را بدست بياورم و قرآن مرحوم احمد نيريزي که چاپ شد من مدت سه سال از روي آن تمرين کردم که بعد هم مجددا براي نگارش قرآن دو سال ديگر از قرآن نيريزي مشق کردم يعني در حقيقت پنج سال از روي قرآن اين مرد بزرگ تمرين و مشق کردم.
استاد محمد نعمتي قرآن اول را با کيفيت و شوق شروع کرد اما در اوايل کار بود که پدرش از دنيا رفت و مرگ پدر به او ضربه اي بزرگ زد و کار نگارش قرآن با کندي پيش مي رفت.
از سال 1364 من قرآن ديگري را شروع کردم و مقداري از آن را نوشته بودم و تقريبا نيمه هاي قرآن بود که دفتر و مغازه مرا آتش زدند و حدود 100 تابلو و بخشي از قرآن هاي من از بين رفت اما با توکل به خدا بدون اين که ضعفي احساس کنم مجددا شروع کردم و دست به کار تدارک تابلوهاي مختلف زدم و با لطف خدا قرآن سوم را شروع کردم.
قرآن سوم من يک قرآن نادر و منحصر به فرد بود و من هر جزو از قرآن را در يک صفحه نوشتم و با توجه به دقتي که کردم از نظر زيبايي خيلي کم نظير است و بعد از اتمام اين قرآن ، قرآن ديگري شروع کردم و در اين قرآن حزب را در يک صفحه و مجموعا قرآن را در 120 صفحه نوشتم و اين کار ديگري بود که تا امروز هم انجام نگرفته است.
استاد نعمتي پس از اتمام قرآن سوم چند جلد قرآن ديگر را نيز نوشت که هر کدام يک خصوصيتي را دربرداشت و اکنون نيز در حال تحرير قرآن يازدهم مي باشد.
به گفته او سه جلد از قرآن هايش اعراب گذاري عثمان طه است چون اين قرآن ها به دو دليل يکي اين که اعراب گذاري خوبي دارد و ديگر اين که ناشرين چون پول تحرير نمي دهند و کار رايگان در بازار فراوان است.
استاد محمد نعمتي خود را احياگر خط نسخ آن هم نسخ اصيل فارسي ايراني در استان فارس مي داند.
در آن زمان در شيراز نسخ نويس نبود و من به عنوان احياگر خط نسخ آن هم نسخ اصيل فارسي ايراني در مجامع هنري مطرح شدم و امروز در فارس همه نسخ نويسان يا مستقيم و يا غير مستقيم شاگرد من هستند.
تذهيب هم در فارس از بين رفته بود و هنر تذهيب يک هنر صد درصد اسلامي است که به خاطر تزيين کتاب خدا که در دين ما تصويرگري از موجودات زنده حرام بود و هنرمندان اسلامي تذهيب را ابداع کردند و تذهيب يک هنري است که واقعيت از بيرون ندارد و از ترکيب گل هاي مختلف به وجود آمده و ابتدا خيلي ساده بود و بيشتر از رنگ طلايي استفاده مي شد و بعدا رنگ قرمز مايل به قهوه اي و بعد از آن رنگ سبز وارد عرصه تذهيب شد و از قرن چهارم و پنجم هجري به بعد رنگ هاي مختلف وارد شدند و تذهيب رونق بيشتري پيدا کرد.
در طول تاريخ هزار و 200 ساله آثار بسيار متنوع تذهيب به دست هنرمندان تذهيب کار به خصوص ايراني ها به وجود آمده که زينت بخش همه موزه هاي دنياست.
متاسفانه در دوران حکومت رضاخان که من آن دوران را دوره محاق هنري نام گذاشتم اکثر هنرها يا از بين رفتند و يا تضعيف شدند و کسي به آن توجه نداشت و يکي از اين هنرها هنر تذهيب در شيراز و فارس بود که شيراز از نظر قدمت و سابقه 800 سال سابقه تذهيب و نفوذ مکتب شيراز در ايران بود اما در اوايل قرن حاضر رو به رکود گذاشت.
بجز تعدادي از هنرمندان که براي خودشان کار مي کردند کسي رغبتي به اين کار نداشت و در شيراز تذهيب کاملا از بين رفته بود و من با يک اقدام خودجوش ابتدا خودم با سادگي کار تذهيب را شروع کردم و بعد هم خدا توفيق داد دو نفر از خانم ها در يک کلاس خيلي کوتاه که در شيراز تشکيل شد شرکت کردند من اين ها را تشويق کردم و در سايه اين تشويق آن ها به اين کار رغبت پيدا کردند و کار خود را کم کم تکميل کردند و بعد با برگزاري کلاس شاگردان زيادي را تربيت کردند.
از سوي ديگر تلاش کردم که کتابت قرآن را رواج بدهم چون قرآن نويسي از هنرهاي بزرگ و مورد علاقه مسلمانان در طول تاريخ بوده و نخستين مشوق قرآن نويسي هم خود پيامبراکرم (ص) بودند و اولين قرآن نويس بزرگ اسلام هم حضرت علي بن ابي طالب (ع) است.
عنوان کاتب وحي يک عنوان برجسته و ارزشمند براي مسلمانان در سطح اسلام بود و در تاريخ يکي از بزرگترين افتخارات مسلمانان کتابت قرآن هاي مختلف و متعدد در ابعاد و اندازه هاي گوناگون در خطوط گوناگون بوده که در موزه هاي بزرگ دنيا از بهترين اشياء موجود قرآن هاي مسلمانان است که با ظهور و پيدايش صنعت چاپ ؛ کار کتابت قرآن تقريبا متوقف شد و به جز تعدادي کمي که علاقه شخصي داشتند نگارش قرآن صورت مي گرفت که شايد مجموع قرآن هاي نگاشته شده که در حدود 80 سال اخير به 100 جلد نرسد.
من کار تربيت شاگرداني را براي قرآن نويسي شروع کردم و الان 22 نفر از شاگردان من مشغول نگارش قرآن هستند و از شاگردان نوپاي 20 ساله تا شاگردان مسن بالاي 70 سال دارم که پيرترين شاگرد من الان مشغول نگارش قرآن ششم است.
اکثر قرآن نويسان ما را خانم ها تشکيل مي دهند و تمام تذهيب کاران هم خانم ها هستند.
يکي از شاگردانم به نام خانم سلطاني براي نخستين بار در تاريخ خوشنويسي استان فارس قرآني را به تمام نگارش کرد که اکنون نيز قرآن دوم را مشغول تحرير است.
کار ديگري که در سال گذشته انجام داديم برپايي و تشکيل مجمعي به نام انجمن قرآن نگاران ايران است که اين انجمن مرکب از کاتبين قرآن و تذهيب کاران قرآن مي باشد.
در هيچ جاي ايران شما تذهيب کاري را سراغ نداريد که انحصارا 20 سال روي قرآن و آيات قرآني کار کرده باشد و در هيچ جاي ايران کلاسي را سراغ نداريد که رسما کتابت قرآن در آن انجام شود اما در ابعاد ديگر خداوند به من توفيق داده که بيش از 50 جلد کتاب ديني دعا ، جزوات قرآني به رشته تحرير درآوردم و بيش از 50 کتيبه براي مساجد اماکن متبرکه و جاهاي علمي نوشتم بيش از 300 فقره زيارت نامه براي اماکن مذهبي و امامزاده هاي مختلف در فارس و شهرهاي ديگر و حتي عتبات عاليات نوشتم.
بيش از هزار نفر هنرجو در مدت هاي متفاوت از چند ماه تا چند سال از من آموزش گرفتند و يکي از افتخاراتم اين است که نزديک به دو هزار پوستر در طول دوران دفاع مقدس تقديم شهدا و خانواده شهدا کردم.
از سوي ديگر آموزش قرآن در طول سال هاي متوالي ، مسووليت مجمع شوراي عالي قرآن و عترت که در شيراز برپا شد به مدت سه سال به عهده اين جانب بود و نزديک 45 سال است که به عنوان گوينده هيات هاي مذهبي سخنراني هاي پيرامون اهل بيت قرآن و تفسير قرآن دارم.
با آنکه هيچ گاه دنبال مدرک نبودم و در هيچ کلاس رسمي شرکت نکردم اما چند ماه قبل در تشکيل شوراي ارزشيابي انجمن خوشنويسان کشور که بالاترين مرجع و مقام خوشنويسي است با دعوت اساتيد بزرگ کشوري به تهران رفتم و با عنوان عضو شوراي ارزشيابي در رشته خط نسخ و ثلث انتخاب شدم و اعضاي شوراي ارزشيابي گواهي استادي را جهت بنده صادر نمودند و من آنچه تا امروز به دست آوردم به برکت قرآن و دعاي پدر و مادرم مي باشد.
اين توفيق را دارم که نزديک 400 تابلو قرآني تذهيب شده را در طول 20 سال اخير طراحي و نگارش کرده و به وسيله تذهيب کاران آراسته کنم و نمايشگاه هاي زيادي را نيز برپا کردم و در هيچ جاي ايران هيچ نمايشگاه انفرادي به اندازه من آثار قرآني ندارد.
استاد محمد نعمتي تاکيد مي کند که مسوولان بايد امکانات کشور را در بين استان هاي مختلف تقسيم کنند .
بايد با مرکزگرايي در کشور مبارزه شود و امکانات در بين استان هاي مختلف و شهرهاي مختلف تقسيم شود و همه چيز نبايد در تهران خلاصه شود و همه امکانات نبايد منحصر به پايتخت نشين ها باشد.
شهرستاني ها ثابت کرده اند که اگر ميدان پيدا کنند نه تنها دست کمي از پايتخت نشين ها ندارند بلکه مي توانند با عرضه هنر و استعدادشان باغ هنر ايران را شکوفاتر کنند.
من شش نمايشگاه خارج از کشور داشتم و نکته اي که در تمام نمايشگاه ها براي مسوولين و ببينندگان آن نمايشگاه ها مطرح بود اين بود که آثار من بيشتر با خط نسخ و ثلث بود و اين خطوط ، خطوط مشترک عالم اسلام محسوب مي شود و بينندگان نمايشگاه هاي من که اکثرا مسلمان بودند چون قادر به خواندن و فهميدن مضامين و آيات بودند تقدير و تشويق زيادي از من کردند.
استاد نعمتي با بيان اين مطلب که مسوولان بايد به کتابت قرآن توجه زيادي داشته باشند و بايد بر گنجينه قرآني گذشتگانمان بيفزاييم و به کتابت قرآن بيشتر توجه کنيم اينطور ادامه داد : مسوولين امور هنري و ديني کشور بايد بدانند که ما هنوز نسبت به قرآن آنچنان که بايد اداي احترام و وظيفه نکرديم و به مسوولين فرهنگ و ارشاد اسلامي پيشنهاد کردم که ما بايد به فکر باشيم که چيزي بر گنجينه قرآني گذشتگانمان بيفزاييم.
اگر براي هر استان مقرر مي شد که در طول يکسال يک جلد قرآن نفيس تدارک کنند ، با توجه به اين که حدود 30 استان داريم در طول 30 سال بايد 900 جلد قرآن تذهيب شده داشته باشيم ، در حالي که حتي 9 جلد هم نداريم.
بايد ميدان را براي عرضه آثار قرآني با خطوط مشترک عالم اسلام بازکنيم و در مراکز استان ها موزه هاي قرآن برپا کنيم و با تاسف عرض مي کنم ما در شيراز که در طول تاريخ جايگاه قرآن نويسان ، علماي بزرگ قرآني و حافظان و قاريان قرآن بوده نه موزه قرآني بوده و نه در طول 80 سال اخير حتي يک جلد قرآن به چاپ رسيده است که در اين مورد مسووليت به عهده همه مسوولين و همه ارگان ها و نهادهايي است که در جامعه اسلامي برپا شده و مي بايست توجه بيشتري داشته باشند.
فارس در کتابت قرآن پيشرو بوده است قبل از اسلام خط فقط وسيله اي بود براي رساندن مفاهيم ذهني و انتقال مطالب به ديگران اما با طلوع خورشيد درخشان اسلام از آغاز وحي کتابت قرآن به دستور پيامبر اکرم (ص) آغاز شد و نخستين کاتب قرآن کريم مولا علي بن ابي طالب (ع) و در کنار ايشان زيد بن ثابت هستند که هر دو در منزل و در خدمت پيامبر اکرم (ص) بودند و نخستين دستور خوشنويسي را در مورد جمله مقدس بسم الله الرحمن الرحيم شخص نبي اکرم (ص) به عبد الله بن طباس املا فرمودند.
خط از صورت ابزاري براي تبليغ مطالب به صورتي هنري زيبا و زيبنده در اين مسير درآمد و دوران تحول و دگرگوني خطوط عربي ، اسلامي در کشورهاي مختلف جهان اسلام آغاز شد.
نخستين خطاط بزرگ تاريخ خوشنويسان جهان اسلام ابن مقله بيضاوي فارسي است که در بغداد به وزارت بعضي از خلفاي بني عباس درآمد و او براي اولين بار از ميان خطوط متداول عالم اسلام که بيش از 30 نوع خط بود شش خط را انتخاب کرد و سرو سامان داد که اين اقلام شش گانه عبارتند از خطوط نسخ ، ثلث ، محقق ، ريحان ، توقيع و رقاع مي باشد.
دومين کاتب بزرگ خوشنويسي قرآن علي بن هلال مشهور به ابن بواب است که او هم از فارس برخاسته بود و چند سال در شيراز اقامت داشت و در کتابخانه بزرگ رکن الدوله ديلمي به کار نگارش و تحرير آيات خدا و کتب ديگر مشغول بود.
يکي از افتخارات شيراز اين است که حضرت سيد مير محمد بن موسي الکاظم (ع) که در اوايل قرن سوم هجري در شيراز اقامت داشت به نگارش قرآن کريم مشغول بودند و مي توانيم ايشان را از کاتبين شيراز حساب کنيم.
در زمان ابراهيم سلطان تيموري در قرن هشتم هجري او 9 ساله به شيراز آمد در شيراز به فراگيري خط پرداخت و با آنکه عمرش کوتاه بود و در 27 سالگي از دنيا رفت چندين جلد قرآن در شيراز تحرير کرد و قبل از او در زمان شاه شيخ ابواسحاق اينجو به دستور مادرش ملکه تاشي خاتون که حرم حضرت احمد بن موسي (ع) را بنا نهاد يکي از خوشنويسان بزرگ عالم اسلام به نام يحيي جمالي صوفي در شيراز به نگارش قرآن پرداخت و از او فعلا در شيراز 29 جزء قرآن کريم با خطوط محقق و ثلث و ريحان موجود است.
در قرن 12 هجري با ظهور خورشيد تابناک نسخ نويسان ايران ميرزا احمد نيريزي تحولي عظيم در خط نسخ پيدا شد و به دنبال او خوشنويسان برجسته اي مانند وصال شيرازي و پنج فرزند هنرمند او ، علي عسکر ارسنجاني و چهار فرزند خوشنويس و هنرمند او و بعضي ديگر از خوشنويسان مسير ارزشمند خوشنويسي ادامه پيدا کرد که اميدواريم همچنان رهروان اين راه شرف باشيم و با افتخار راه آن ها را ادامه دهيم.
کار اصلي من نگارش خط نسخ قرآني است و در کنار آن خط ثلث را هم براي نگارش کتيبه ها و بعضي تابلوها به کار مي گيرم و خطوط ديگر را به صورت پراکنده استفاده مي کنم.
آنچه که در خط نسخ اين جانب مورد توجه اهل هنر است اولا شيوه و سبک اصيل نسخ فارسي و ثانيا نوآوري در ايجاد و خلق تابلوهاي مختلف خط نسخ با اشکال و چينش هاي گوناگون مي باشد.
گفت و گو با استاد را نمي توان به پايان رساند گفتن از کلام الله مجيد و شنيدن از برکات معنوي نگارش قرآن چيزي نيست که ابتدا و انتهايي داشته باشد .
ما خانه استاد را ترک کرديم , اما خط استاد ؛ ياد استاد ؛ دست نوشته هاي ارزشمند او و تابلو هايي که همگي بوي معنويت و خدا شناسي مي دهد در خانه دل ما چراغ روشني و هدايت مي افروزد و اميد که استاد عمر با عزت داشته باشد و قلم توانا و ديده روشن بين تا باز هم قرآن را با خط خوش براي آيندگان کتابت کند.

به نام خداوندی که هر چه هست از اوست و هر چه نیست از مصلحت اوست
بیداریم و به آسمان می نگریم ُ به اطرافمان می نگریم و در اطراف خود کسانی را می بینیم که هر کس به طریقی یا شاد است و یا غمگین ؟
آن ها هر کدام افکاری در ذهن دارند و همه آن ها افکارشان با هم متفاوت است افکارشان سفید و خاکستری و سیاه است .
در بین آن ها انسان هایی خاکی ُ صادق ُ پاک و همچنین انسان هایی مغرور و متکبر و نادرست هم در این میان دیده می شود ولی من به انسان های خاکی می اندیشم و با افکار آنان جلو می روم .
انسان های خاکی از نگاه من مثل من و تو میخندیدند حتی شیرین تر از خنده ی ما، آسمان زندگیشان آبی ، آبی تر از من و تو ، قلبشان پاک ، پاک تر از قلب من و تو ولی تفاوت آن های با من و تو در این است که آن ها به خدا نزدیک تر از ما بودند و من و تو ..............
وقتی به عمق درون آن ها می نگرم و خاطراتشان را ورق می زنم می بینم که آن ها برایشان خوشبختی واقعی بهشت خداست و از درک و فهم خودشان درست استفاده می کنند و اما آیا من و تو از این درک و فهم خود و آنچه که داریم به اندازه آن ها درست استفاده میکنیم؟
خدایا توکلم به توست .............................

